فرهنگ نامه بصیرت (عربی – فارسی) [انتشارات دارالحدیث]
پیشگفتار
فرهنگنامه، کتابى است که در آن، دانش، فرهنگ و حکمت باشد و فرهنگ نامه بصیرت، قطرهاى از دریاى بیکران علوم و معارف ناب اسلامى و مَدخَلى دیگر از دانشنامه قرآن و حدیث است که به صورت مستقل، منتشر مى شود. در این دانشنامه، واژه ها و اصطلاحاتى که در قرآن و احادیث، کاربرد فرهنگى گسترده اى دارند، به ترتیب الفبایى، با نظمى نوین و با ذکر نمونه کاربردها (شواهد)، معناشناسى و تحلیل و تبیین مى گردند. در لابه لاى این دانشنامه، برخى مَدخلها، از کاربرد فرهنگى ویژه و بَسامد استفاده بالایى برخوردارند. بدین معنا که عموم مسلمانان و یا گروه هاى خاصّى از آنان، به صورت شبانه روزى و گسترده، با آنها، سر و کار دارند. از این رو، به منظور تصحیح و تقویت فرهنگ عمومىِ جوامع اسلامى، ضرورى است معارف مربوط به اینگونه واژه ها و اصطلاحات، به صورت «کتابِ همراه» و «کتاب راهنما»، در اختیار همگان قرار گیرد.
با این نگاه، مَدخَلهایى از این دست- که گفتیم-، به صورت کتابهایى مستقل و در اندازه هایى که حمل و مطالعه آن آسان باشد، در اختیار علاقه مندان قرار مىگیرند.
گفتنى است که در این سلسله آثار، براى آنچه مربوط به رفتار یا احوال خاص است (مانند: ادب، اذان، شادى و آرزو)، نام «فرهنگنامه» و براى آنچه مربوط به گروههاى اجتماعى (مانند:
کارگران، بسیجیان، جوانان و کودکان) مى شود و یا آموزه هاى حکیمانه پیشوایان بزرگ اسلام یا حکماى بزرگ الهى (چون لقمان حکیم) را ارائه مى نماید، نام «حکمت نامه» را برگزیدیم.
فرهنگ نامه بصیرت، چهارمین کتاب از مجموعه فرهنگ نامه هایى است که با هدف تصحیح و تقویت فرهنگ ارزشهاى رفتارى، در دست تدوین اند.
گفتنى است که تأکید اخیر مقام معظم رهبرى بر ضرورت تقویت «بصیرت»در فضاى کنونىِ جامعه، ایجاب مى نماید که بدین منظور، رهنمودهاى جامع و سازنده قرآن و اهل بیت علیهم السلام درباره بصیرت، در اختیار همه علاقه مندان (بویژه نسل جوان و نخبگان) قرار گیرد. ایشان در این باره فرمودند: ملّتى که بصیرت دارد، [و] مجموعه جوانان کشور، وقتى بصیرت دارند، آگاهانه حرکت مىکنند و قدم برمىدارند …. بصیرتْ وقتى بود، غبارْآلودگى فتنه نمى تواند آنها را گمراه کند، … [و] به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان، و لو با نیّت خوب، گاهى در راه بد، قدم مىگذارد. شما در جبهه جنگ، اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه خوانى بلد نباشید، اگر قطب نما در اختیار نداشته باشید، یک وقتْ نگاه مىکنید [و] مىفهمید در محاصره دشمن قرار گرفته اید؛ راه را عوضى آمده اید؛ دشمن [دارد] بر شما مسلّط مىشود. این قطب نما، همان بصیرت است.
در زندگى پیچیده اجتماعى امروز، بدون بصیرت، نمى شود حرکت کرد. جوانها باید فکر کنند، بیندیشند، [و] بصیرت خودشان را افزایش بدهند …. متعهدان موجود در جامعه ما …، از دانشگاهى و حوزوى، باید به مسئله بصیرت، اهمیّت بدهند:
بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت راههاى جلوگیرى از این موانع و ….
بصیرت، یعنى این که بدانید چه مىخواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید ….
جوانان عزیز! هر چه مىتوانید، در افزایش بصیرت خود، [و] در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید دشمنان، از بى بصیرتى ما استفاده کنند.
بى تردید، یکى از مهمترین رازهاى شکست حکومت امام على علیه السلام، سوء استفاده دشمنان از بى بصیرتى هواداران ایشان بود، در گزارشى آمده که امام در این باره مىفرمایند:
یا أهلَ الکوفَهِ، مُنیتُ مِنکُم بِثَلاثٍ وَ اثنَتَینِ: صُمٌّ ذَوُو أسماعٍ، و بُکمٌ ذَوُو کَلامٍ، و عُمیٌ ذَوُو أبصارٍ، لا أحرارُ صِدقٍ عِندَ اللِّقاءِ، و لا إخوانُ ثِقَهٍ عِندَ البَلاءِ.
اى کوفیان! من به سه خصلت [که در شما هست] و دو خصلت [که در شما نیست]، گرفتار آمده ام: گوش دارید، امّا کَرید، و زبان دارید، امّا لالید، و چشم دارید، امّا کورید. [و امّا آن دو خصلتى که ندارید:] نه هنگام دیدار، آزاد مردانى هستید صادق، و نه به گاه سختى، برادرانى مورد اعتماد
بر پایه این سخن، جامعه اى که از بصیرت لازم برخوردار باشد، نه تنها حق را مىبیند و باطل را در چهره هاى گوناگونْ تشخیص مىدهد، بلکه عملًا از حق، جانبدارى مىکند و از پیشوایان حق، اطاعت مىنماید. چنین جامعه و مردمى، با رهبران الهى، صادقانه رفتار مىکنند و در عوض، در سختىها و مشکلات، مورد اعتماد آنهایند و در دام دشمنان قرار نمى گیرند.
اما مردمى که امام على علیه السلام بر آنها، حکومت مى کرد به دلیل آن که فاقد بصیرت بودند، به سادگى در دام دشمن مى افتادند، آنها نمى توانستند چهره روشن و زیباى حق را مشاهده کنند. از این رو، نه از حق، جانبدارى مىکردند و نه از امام خویش فرمانبَرى داشتند. با امام خود، یکرنگ نبودند و امام نیز نمى توانست در بحرانها به آنها اعتماد کند.
این گونه بود که حکومت امام على علیه السلام، در اثر بى بصیرتى یاران ایشان و مردم آن دوران، شکست خورد و در تاریخ اسلام، حکومت دیگرى که در ساختار، اندک شباهتى به آن داشته باشد، پدید نیامد، تا پس از قرنها تلاش و مجاهدت، به برکت رهبرى امام خمینى رحمه الله، در جامعه ایرانى، بصیرتى پدید آمد که در پرتو آن، مردم، حق را دیدند و با نهایت صداقت، از پیشواى خویش اطاعت و از حق، جانبدارى کردند و امام رحمه الله با اعتماد به خدا و همراهى چنین مردمى توانست انقلاب اسلامى را در ایران، به پیروزى برساند، مردمى که در وصیّتنامه سیاسى- الهىِ خود، در باره آنها فرموده است:
من با جرئت، مدّعى هستم که ملّت ایران و توده میلیونى آن در عصر حاضر، بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول اللَّه صلى الله علیه و آله و کوفه و عراق در عهد امیر المؤمنین و حسین بن على- صلوات اللَّه و سلامه علیهما- مىباشند.
بدینسان، انقلاب بزرگ و شکوهمند اسلامى، در ایران، تحقق یافت و با الهام گرفتن از الگوى حکومت علوى، به شکل گیرى نظام جمهورى اسلامى انجامید.
بى تردید، تثبیت نظام جمهورى اسلامى در ایران، محصول بصیرت جامعه ایرانى و تداوم این نظام نیز در گرو بصیرت اکثریت قاطع این مردم است، و هدف مقام معظّم رهبرى حضرت آیه اللَّه خامنه اى از تأکید بر ضرورت برنامه ریزى براى افزایش بصیرت همگان و بویژه نسل جوان، چیزى نیست جز ادامه یافتن این راه، تا روزى که پرچم جمهورى اسلامى، به دست صاحب اصلى آن، حضرت بقیه اللَّه الأعظم- أرواحُنا فِداه و عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَه- داده شود و البته آن روز نیز، عنصر اصلى در جهانى شدن اسلام و ارزشهاى اسلامى، «بصیرت» خواهد بود. امام على علیه السلام، بر پایه آنچه در نهج البلاغه آمده، با اشاره به آن روز، چنین مىفرماید:
… حَتّى إذَا اخلَولَقَ الأَجَلُ، وَ استَراحَ قَومٌ إلَى الفِتَنِ، و أَشالوا عَن لَقاحِ حَربِهِم، لَم یَمُنّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبرِ، و لَم یَستَعظِموا بَذلَ أنفُسِهِم فِى الحَقِّ، حَتّى إذا وافَقَ وارِدُ القَضاءِ انقِطاعَ مُدَّهِ البَلاءِ، حَمَلوا بَصائِرَهُم عَلى أسیافِهِم، و دانوا لِرَبِّهِم بِأَمرِ واعِظِهِم.
… تا آن که پایان مهلت، نزدیک مىشود و گروهى آسایش خویش را در آشوب مى جویند و در پیجویى فتنه، تخمِ جنگ مى افشانند. [در این حال، آن رهیافتگانِ روشن بین و صاحب بصیرت،] به خاطر شکیبایى خود [در پیکار با باطل]، بر خدا منّتى نمى نهند، و جانفشانى هاى خویش را در راه حق، بزرگ نمى پندارند تا آن که چون قضاى الهى به تمام شدن مدّت بلا و آزمایش تعلّق گیرد، [بصیرت] بینش هاى خود را بر سرِ شمشیران مى نهند [و بصیرت خود را پشتوانه سلاح و قدرت خود قرار مىدهند] و به فرمان اندرزگوىِ خویش مطیع پروردگار خود مىگردند.
امیدْ آن که همگان، بویژه نخبگان، براى زمینه سازى آن روز، به مسئولیت الهى خود عمل کنند، تا هر چه زودتر، آن روز موعود، فرا رسد.
بارى، فرهنگ نامه بصیرت، گامى کوتاه در راه فرهنگسازى «بصیرت» و زمینه سازى براى جامعه مهدوى است. در این فرهنگ نامه، مسائل مهمى مانند: واژه شناسى بصیرت، تعریف بصیرت، ارزش بصیرت، خاستگاه هاى بصیرت، عوامل افزایش بصیرت، آثار بصیرت، زیانهاى فقدان بصیرت و موانع بصیرت، از نگاه قرآن و حدیث، ارائه مىگردد.
شایان ذکر است که متن آیات و روایات این مجموعه، با همکارى محقّقان پژوهشکده علوم و معارف حدیث گردآورى شده است که از ایشان و دیگر همکارانى که در «پژوهشکده علوم و معارف حدیث»، در ساماندهى این اثر سهیم بوده اند، و نیز مترجم گرانقدر، آقاى حمیدرضا شیخى- که با ترجمه روان و زیباى خود، فهم آیات و احادیث این فرهنگ نامه را براى پارسى زبانان میسّر ساخت-، صمیمانه سپاسگزارم و از خداوند منّان، براى آنان پاداشى فراوان و درخور فضل و کرامتش، مسئلت دارم.
ربّنا! تقبّل منّا؛ إنّک أنت السمیع العلیم.
محمدى رى شهرى
۲۸ مهر ماه ۱۳۸۸
اوّل ذى قعده ۱۴۳۰
( ۱). فرهنگ: علم؛ دانش؛ ادب؛ تربیت؛ پدیده کلّى پیچیدهاى از آداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوهزندگى که در طىّ تجربه تاریخى اقوام، شکل مىگیرد و قابل انتقال به نسلهاى بعدى است( ر. ک: لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین و فرهنگ بزرگ سخن).
( ۲). در دانشنامهها، به هر واژه اصلى که توضیحى( مقالهاى) در ذیل خود دارد،« سَرواژه» یا« مَدخَل» مىگویند. به مجموع سرواژه و توضیح، بر روى هم، نیز« مدخل» گفته مىشود( ر. ک: فرهنگ بزرگ سخن).
( ۱). بصیرت: آگاهى؛ دانایى؛ بینش؛ ژرفنگرى؛ روشنبینى.
( ۱). سخنان مقام معظم رهبرى حضرت آیه اللَّه خامنهاى- مدظله- در جمع مردم چالوس و نوشهر، به تاریخ ۱۵/ ۷/ ۱۳۸۸.
( ۱). ر. ک: ص ۱۲۱ ح ۱۳۲.
( ۱). صحیفه امام: ج ۲۲ ص ۴۱۰.
( ۱). گفتنى است که برخى شارحان نهج البلاغه، به قرینه جملات بعدى خطبه، مقصود از« اندرزگو» را« پیامبر صلى الله علیه و آله» گرفتهاند؛ لیکن به نظر مىرسد که آن جملات، بخش دیگرى از سخنان امام علیه السلام است که توسّط سیّد رضى، انتخاب و تقطیع شده و بلا فاصله پس از بخش مورد نظر ما قرار گرفته است و همان طور که در منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه( ج ۹ ص ۱۳۲) آمده و به قرینه عنوان خطبه، مقصود، حضرت بقیّه اللَّه الأعظم امام مهدى- أرواحُنا فِداه- است.
( ۲). ر. ک: ص ۱۱۰ ح ۱۲۱.


























